بله، قبول داریم که شهرداری خاوران بودجه محدودی دارد و اعضای شورای شهر هم سر گنج ننشسته اند که بخواهند برای برگزاری یک جشنواره، سر کیسه را شُل کنند اما ظاهرا دوستان فراموش کرده اند که این هزینه ها، بار اضافی بر دوش شهرداری نیست. وقتی یک جشنواره با مرارت به سال هفتم خود رسیده مثل نهالی است که ساقه هایش محکم شده و باید زیرپروبالش را گرفت تا به درختی تنومند تبدیل شود.
مسئولین محترم قطعا می دانند که کارهای فرهنگی دیربازده است. بنابراین نباید از این هزینه ها بترسند. (شنیده ام که برای سه روز برگزاری این جشنواره بودجه ای سیصد میلیونی درخواست شده ولی آقایان گفته اند نداریم!) خب برادرِ من؛ اگر ندارید بروید جور کنید. بالاخره مسئول شده اید و حقوق می گیرید برای این کارها. غیر از این است؟!
بله. بحث مالی مهم و بلکه مهم ترین است . اما چگونگیِ هزینه کرد، از آنها مهم تر است. اینکه بودجه را مدیریت نمود و هزینه های بی فایده را حذف کرد و از پتانسیل های موجود و رایگان استفادۀ بهینه کرد؛ به جُربزۀ دبیر و تیم همراهش در دبیرخانۀ جشنواره بستگی دارد. وقتی دغدغۀ اول دبیر، این باشد که نکند غرفه ها خالی بماند و بازدید کننده ها کم باشند؛ علی الاصول نباید انتظار داشت که وی از غرفه داران هزینه ای دریافت کند. کما اینکه دیدیم -خداراشکر- پارسال اینقدر جمعیت زیاد بود که جای سوزن انداختن نبود. و این یعنی جشنواره راه خودش را پیدا کرده و باید هوایش را داشت.
پیشنهاد نگارنده این است که دبیر جشنواره در کنار کمک های دولتی، به فکر دعوت از حامیان مالی هم باشد. نیک می دانیم و می دانید که آنچه اکثر جشنواره ها و رویدادهای اجتماعی را سر پا نگه می دارد، مشارکت اسپانسر یا حامی مالی است که نمی دانیم کسی دنبالش رفته و اگر رفته به نتیجه ای رسیده یا نه؟ اما قطعا گره گشاست. تجربۀ سالها کار فرهنگی ثابت کرده که در این زمینه نامه نگاری جواب نمی دهد و راه های غیررسمی مثل سفارش شدن توسط فردی ذی نفوذ، رسیدن به مقصود را سهل تر می کند.
و در پایان هشداری می دهیم که مطمئنیم «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است»
بزرگواران؛ یادمان نرفته که چندین سال قبل، همایش های خاوران شناسی هم به همین دلایل رفت توی باقالیا! آن زمان هم شهرداری و شورای شهر (فرقی هم نمی کند چه کسی شهردار بود و چه کسانی عضو شورا بودند!!) زیربار راه اندازی دبیرخانه دائمی جشنواره نرفتند و همه چیز را گذاشتند روی دوش گروه های مردم نهاد. و مگر دلسوزان و فعالان فرهنگی چقدر می توانند بدون حمایت سرپا بمانند. نتیجه اش را دیدم. نگذارید آن اتفاق بد دوباره تکرار شود و رو سیاهی اش – به قول معروف- بماند برای زغال!
- نویسنده : آرش مقدم نیا












