جملات، مسئولیّت اجتماعی من هستند
جملات، مسئولیّت اجتماعی من هستند
من هنوز یک خبرنگارم؛ نه وام‌دارِ کسی هستم و نه وام‌خواهِ کسی...

من هنوز یک خبرنگارم؛ نه وام‌دارِ کسی هستم و نه وام‌خواهِ کسی

 آنچه را که می‌نویسم به آن باورمندم و گاه برای استخدامِ یک واژه، شاید ساعت‌ها وقت بگذارم و گاهی برای پروراندن یک مطلبِ کوتاهِ سی‌صد کلمه‌ای به چند رفرنس و آدم معتبر مراجعه کنم.این تلاشی است برای درست‌نوشتن و نوشتنِ درست.

من هنوز یک خبرنگارم و دوست می‌دارم خبر خوب بنویسم اما در زمان و مکانی که خبرِ خوب، خبرِ بد است، کلمات ناجور، وصله خبر می‌شوند. اکراه دارم از نوشتن اما گاه موقعِ نوشتن، درون خلسه‌ای حزن‌انگیز، اجباری است برای ملتجی شدن به واژه‌های بلادیده و غم‌زده.

من هنوز یک خبرنگارم و دوست نمی‌دارم شرافتِ قلم را در مسلخِ تمایلات خودم، مذبوح کنم و برای کسبِ سود و ارتقا، کلماتم را به‌پایِ هرزه‌هایِ سیاسی و اداری بپاشم؛ جملات، مسئولیّتِ اجتماعی من هستند؛ مسیری برای کسبِ معرفت و انتقالِ آن. ارزش‌هایِ خبری برای من، وطن، مردم مهربانم و آلام این جامعه آسیب‌دیده است. خطوط قرمزم را خودم مشخص می‌کنم؛نه خط قرمزهای رسمی و غیررسمی قیدشده در قوانین نقصان‌دار.

من هنوز یک خبرنگارم و ناچار باید بیشتر بخوانم و بیشتر بدانم. گاهی مجبورم در مورد حقوق بخوانم و گاه حتی در مورد زیست‌شناسی و روان‌شناسی و سیاست و اقلیم و اقتصاد و تاریخ و فلسفه و حتی هنر؛ این کار من است، چون من یک خبرنگارم.

  • نویسنده : رامین محمدی